اصولا در حوزه مالی و از دیدگاه علمی سه بحث کلان وجود دارد که عبارتند از

1- مدیریت مالی

2- حسابرسی (خود شامل سه گرایش حسابرسی عملیاتی، حسابرسی مالی و حسابرسی رعایت است)

3- حسابداری (خود شامل دو گرایش حسابداری مالی و حسابداری مدیریت است) 

که اگر فرصتی بود در رابطه با دو عنوان اول و دوم در آینده صحبت خواهم نمود آنچه قصد دارم در این مطلب به آن بپردازم موضوع حسابداری است که خود شامل دو گرایش حسابداری مالی و حسابداری مدیریت می باشد. بصورت خیلی خلاصه و مفید کارکرد حسابداری مالی ، افشاء آثار و تبعات رویدادهای مالی رخ داده در شرکت به استفاده کنندگان برون سازمانی بر اساس ضوابط و استانداردهای حسابداری مالی می باشد (موضوع استانداردهای حسابداری هم بحث بسیار جالبی است بالاخص که از آبان ماه سال 1395 پذیرش استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی ، معروف به IFRS در ایران رخ داده است) لذا با توجه به این کارکرد ، حسابداری مالی دارای فرآیندی جهت افشاء آثار و تبعات رویدادهای مالی می باشد که نتیجه و خروجی آن ، صورتهای مالی اساسی و یادداشتهای همراه آن است. طبیعی است فلسفه ایجاد حسابداری مالی ، استفاده کنندگان برون سازمانی هستند و اینکه ما در شرکت یا بانک خود انتظار داشته باشیم مدیرعامل یا هیات مدیره (مدیران ارشد تصمیم گیر در حوزه سیاست گذاری) مسلط به صورتهای مالی و فهم و درک آن باشند انتظاری نادرست است کما اینکه مدیریت ارشد هر سازمان باید بر ویژگی های کسب و کار مرتبط با آن سازمان تسلط داشته باشد نه بر صورتهای مالی و به اصطلاح حسابداری مالی.

خب حال سئوال این است نیاز مدیران ارشد و تصمیم گیر به اطلاعات مالی را چه گروه و کسانی و با استفاده از چه متد و روشی برآورده می نمایند؟