خب این روزها دائما در منزل قرنطینه هستیم یکروز سراغ آشپزی می روم یکروز خوانندگی و دیروز داشتم فکر میکردم یک شعری برای کرونا بسرایم و چنین شد که شد

توهمات بعد از کرونا
نذر کردم گر از این مرحله سالم بروم
سحر ازخانه درآیم، نیمه شب هم نروم
درکلاس ،نمره دهم بر همه دانشجویان
یا که اصلا ز پی درس و کلاسی نروم
جای دست شستن ودستکش به دستم کردن
دو سه ماهی ز تلافی، سمت حمام نروم
دست در بینی و چشمم بکنم هر لحظه
جگرم حال بیاید، به خماری بروم
دوستان را همه آغوش کشم، بی پروا
وجبی فاصله گیرم و دگر پس نروم
در خیابان زپی عطسه زنان خواهم گشت
سوی شان پر بکشم سمت دگر، من نروم
گر که سرما بخورم یا که همی سرفه کنم
من به هر جا بروم لیک به دکتر نروم
کروناها،آرزوها به سرم هست پس از رفتن تو
تو برو تا که ببینی به چه حالی بروم
بعد تو هر دو سه ماهی به سفر خواهم رفت
شرق و غرب ، سوی جنوب ، گه به خزر هم بروم
تو برو دور تو گردم که من، بعد از تو
از تهران تا پاتایا، مست و غزل خوان بروم 
البته فکر و گمان بد و منفی نکنی
جان تو هرجا روم ساحل دریا نروم
کرونا شرم کن و شر خودت را کم کن
که اگر تو نروی من به قرنطینه روم

سروده ۱۵ فروردین ۱۳۹۹- طزری