یک رودخانه با تعدادی آبراه فرعی که از رودخانه منشعب شده است را در نظر بگیریم که در هر یک از آبراه های مزبور یک آسیاب آبی قرار گرفته باشد آب در حال جریان بمثابه نقدینگی کشور است ، بستر رودخانه و آبراه های منشعب از آن بمثابه شبکه بانکی است و آسیاب های آبی که می تواند در تمام طول رودخانه و آبراه های فرعی وجود داشته باشد بمثابه بازارهای موجود از جمله بازار کالا و خدمات و دارایی های مالی (بورس) می باشد با این توضیح ورود نقدینگی به یک بازار مثل بازار بورس بمانند آن است که آب وارد یک آسیاب آبی شده و باعث رونق آن بازار می گردد اما قرار نیست آب در آسیاب آبی بماند بلکه مجددا به بستر رودخانه می ریزد و بستر رودخانه یعنی شبکه بانکی ، این توضیحی بسیار ساده از تاثیر ورود پول به بازار مسکن ، طلا ، خودرو ، بورس و ارز و غیره است آری ورود نقدینگی به هر یک از این بازارها هیچ تاثیری بر نقدینگی نزد شبکه بانکی ندارد اما ممکن است نقدینگی را از یک بانک به بانک دیگر هدایت کند مثل اینکه آسیاب آبی بازار طلا در آبراه بانک الف باشد آنگاه وقتی این آسیاب بکار افتد و به اصطلاح جریان نقد وارد این آسیاب شود ریزش آب برگشتی آن به بانک الف برمی گردد اینکه کدام آسیاب در کدام آبراه یا بستر کدام بانک قرار دارد را نوع مشتریان ساختاری بانک مشخص می نماید مثلا بانک رفاه بدلیل ارتباط با سازمان تامین اجتماعی ، بانک حوزه سلامت است بنابراین بدلیل حضور بازیگران این حوزه بعنوان مشتریان بانک رفاه درصورتیکه گردش پولی این حوزه افزایش یابد و به اصطلاح چرخ آسیاب آن بچرخد جریان نقد را وارد بانک رفاه می نمايد
نکته بسیار جالب تر این است وقتی بانکها نرخ سود سپرده های خود را افزایش می دهند (حال چه اختیاری و چه تحت تاثیر سیاست های پولی) و این افزایش نرخ به حدی است که سوداگران و فعالان اقتصادی جملگی به این نتیجه می رسند که سپرده گذاری در بانک و اخذ سود سپرده بدون مالیات ، به صرفه تر از بکار انداختن وجوه اشان در بازارهای اقتصادی است (موضوعی که طی سالهای ۹۱ تا اواسط ۹۵ رخ داد) اتفاقی که می افتد این است که تمام آسیاب های آبی که معرف بازارهای کسب و کار هستند در کمترین حد اتصال با رودخانه قرار می گیرند زیرا خرج یا مصرف پول توسط بانکها از طریق سرمایه گذاری مستقیم در کسب و کارها ، بدلیل محدودیت های قانونی و یا اعطای تسهیلات ، بدلیل تشریفات اداری در فرآیند تسهیلات با سرعتی بسیار کند انجام می شود
بنابراین بهترین حالت هم برای بانکها و صدالبته برای اقتصاد یک کشور این است که بانک در نقش خدمات دهنده تسویه و تهاتر مبادلات مالی از طریق ایجاد بسترهای بانکداری الکترونیکی ظاهر شود نه سپرده گیری با نرخ های بالا و تامین مالی با تسهیلات ، این همین وضعیتی است که الان با آن مواجه هستیم یعنی امید سوداگران از کسب منفعت از شبکه بانکی کاهش یافته و جریان نقدینگی به درستی وارد آسیاب بورس شده هرچند باید اذعان نمود ایده آل تر این بود جریان پرزور نقدینگی در بازار بورس به جای اینکه صرف خرید و فروش های دسته دوم یا همان سفته بازی شود با مهیا شدن بستر و ابزار مناسب ،صرف افزایش سرمایه شرکتها یا ورود بازیگران و شرکتهای  جدید به بورس می شد که لااقل در پی سیلاب نقدینگی به بازار سرمایه ، شرکتها هم سیراب شوند و تامین مالی می شدند ،اتفاقی که هنوز در حد مطلوب رخ نداده است اما کل جریان اخیر ، شرایط کسب و کار بانکها را تسهیل نموده است و اگر هم شرایط حاضر باعث شود منابع  از بانکی به بانک دیگر هدایت شود باز جای نگرانی نیست زیرا بازار بین بانکی ، ساز و کار مناسبی جهت برقراری تعادل منابع بین شبکه بانکی می باشد