مقایسه سه بانک ملت و صادرات و تجارت با شاخص های مالی پایان سال ۱۳۹۸

تحلیل برخی شاخص های مهم استخراج شده از صورتهای مالی حسابرسی شده پایان سال ۱۳۹۸ سه بانک ملت ، صادرات و تجارت
توضیحات ذیل تکمیل کننده نسبت های استخراج شده است
۱- نسبت بکارگیری منابع در مصارف مولد:
هر سه بانک بیش از ۴۰ درصد منابع مالی شان بجای دارایی مولد صرف دارایی غیرمولد و یا بخشی صرف هزینه ها شده است هرچند ممکن است سرمایه گذاری در املاک در بلندمدت سودآور باشد اما با توجه به تبعات و جرایم ناشی از ورود بانکها به داراییهای مازاد که در قانون رفع موانع تولید به آن پرداخته شده است ،صرف منابع در اینگونه داراییها برای بانکها پرریسک خواهد بود
۲- سهم سپرده گذاران از مصارف مولد:
منابع مورد نیاز برای اعطای تسهیلات و سرمایه گذاری ها در هر سه بانک عمدتا از محل منابع وکالتی یا وجوه سپرده گذاران تامین شده است بطوریکه در بانک صادرات صرفا ۱۰درصد وجوه تسهیلات و سرمایه گذاری ها متعلق به بانک است و این یعنی فقط ۱۰ درصد منافع تسهیلات و سرمایه گذاری ها به سهامداران می رسد در بانک ملت و تجارت نیز نرخ بهره برداری بانک از درآمدهای مشاع به ترتیب ۱۶ و ۱۸ درصد است این موضوع نشان می دهد نتایج ناشی از تلاش برای اعطای تسهیلات و مدیریت سرمایه گذاری ها بیشتر از آنکه به بازدهی سهامداران بیانجامد به سپرده گذاران تعلق می گیرد
۳- نسبت سود علی الحساب پرداختی به سود قطعی:
این نسبت در بانک تجارت معادل ۱۰۱ درصد و بمعنای این است که این بانک سود علی الحساب که طی سال و بعنوان علی الحساب به سپرده گذاران داده از سودی که باید به آنها پرداخت می نموده بیشتر شده است یعنی از درآمد سهامداران به سپرده گذاران هبه شده است و علیرغم اینکه مبلغ اضافه پرداختی معادل ۱درصد است اما مبلغ ریالی آن به ۲۰۶ میلیارد تومان می رسد اهمیت این انحراف ظاهرا ناچیز با توجه به اینکه کل سود قبل از مالیات سال ۹۸ بانک تجارت معادل ۲۵۰ میلیارد تومان بوده است بیشتر مشخص می گردد عمده دلیل آن شاید رغبت برخی مدیران به افزایش نرخ علی الحساب سپرده ها با بهانه جلوگیری از خروج منابع می باشد
۴- نسبت اقلام زیرخط به اقلام بالای خط:
این یکی از جذاب ترین نسبتها می باشد زیرا هرچند افزایش این نسبت می تواند مبین ریسک بیشتر یک بانک باشد (که البته تعیین میزان ریسک این نسبت بستگی به ضریب تبدیل اقلام زیرخط به بالای خط دارد) اما از سوی دیگر نشان دهنده گسترش خدمات کارمزدی یک بانک است فلذا موجب افزایش درآمدهای غیرمشاع بانک می گردد و همزمان سهم بانک را از درآمدهای مشاع نیز بواسطه افزایش منابع مالکیتی بهمراه دارد جالب اینکه بانک تجارت معادل ۴۴ درصد اقلام بالاخطی، دارای اقلام زیرخطی می باشد و از این حیث رتبه اول بین سه بانک را دارد بانک ملت با ۳۴ درصد و بانک صادرات با فقط ۱۳ درصد در رتبه های بعدی قرار دارند نسبت ۱۳ درصد اقلام زیر خط به اقلام بالاخط بانک صادرات نیز بسیار قابل تامل است زیرا این نسبت بسیار ناچیز و حتی می تواند بیانگر فرهنگ محتاطانه یک بانک در ایجاد اقلام زیرخط باشد عمده اقلام زیرخطی شامل صدور انواع ضمانتنامه ها و گشایش اعتبارات اسنادی داخلی و خارجی می باشد
۵- نرخ هزینه غیرمستقیم پول:
این شاخص که بیانگر هزینه های غیربهره ای به ازای جذب منابع بانک می باشد به ترتیب در بانک تجارت ۳/۸ درصد در بانک صادرات ۴ درصد و در بانک ملت ۴/۶ درصد می باشد نکته قابل توجه پیرامون تحلیل این نرخ ابن است که بیشترین حجم عملیات پولی بانکی متکی به منابع وکالتی است و در حالی که قیمت تمام شده خدمات هر سه بانک بیش از ۳ درصد است نرخ حق الوکاله دریافتی از سپرده گذاران طبق قانون حداکثر ۳ درصد است و این یعنی بانکها بابت بیشترین فعالیت شان کارمزدی کمتر از بهای تمام شده خدمت شان دریافت می کنند