به بهانه شروع پاییز به رسم آغاز مهر

آغاز فصلی زیبا با ماهی مهربان

ملاک اجرای عدالت ، تشخیص حق است و خداوندی که حق مطلق است به شدت عادل است اما آنچه بسیار شگفت انگیز است بیشتر از آن خود را مهربان معرفی کرده است بنظرم می آید مهر ، ماه نظرکرده خداوند است چه اینکه هم "مهر" و هم "میزان" هر دو نامهای این ماه هستند و حتما می دانیم که میزان یعنی ترازو و ترازو نشانه تعادل و عدالت است و چه ظریف است که هر دو نام این ماه بیانگر دو ویژگی " مهربانی" و "عدالت" پروردگار است و به همان دلیل که مهربانی و رحمانیت خداوند بیشتر از عدالتش مورد طلب بندگان است ،آغاز فصل زیبای پاییز را در نقطه تعادلی سال بجای میزان ، مهر می خوانیم  و این شاید بزرگترین پیام ماه مهر باشد که اگر قدرتی داری ، جایگاهی داری و حتی قدرت تشخیص حق و اجرای عدالت را داری ، باز بیشتر از آنکه عادل باشی ، مهربان باش و اینچنین است که تابستان از روی وظیفه و عدالتش گرم است و زمستان سرد و بهار سرسبز ، اما پاییز بجای برقراری عدالت، مهربانی را پیشه کرده و روزی سرد است و روزی گرم ، روزی بارانی و روزی آفتابی ، چند درخت سبز است و چند درخت زرد و نتیجه مهربانی اش این است که پاییز زیباترین فصل است و نمی دانی آن را به چه ویژگی توصیف کنی زیرا پاییز نه سرد است نه گرم، نه سبز است نه سفید، پاییز مهربان است و حامل این پیام ماه مهر است که پرچمدار این فصل بی همتا است

آری وقتی مهربانی و بخشندگی را بر عدل ارجح بدانی به زیبایی پاییز میشوی

پاییز ناشناخته و زیبا خوش آمدی

مهر یکتا خوش آمدی


بهای تمام شده

وقتی عنوان "بهای تمام شده" را مطرح می کنیم بر اساس رویه رایج این مفهوم را صرفا مرتبط با شرکتهای تولیدی تصور می نماییم در حالیکه بهای تمام شده می تواند شامل کالا و خدمات باشد و وقتی موضوع مورد بحث بهای تمام شده " کالا" باشد آنگاه می تواند هم شرکت بازرگانی (بهای تمام شده کالای فروخته شده) و هم شرکت تولیدی(بهای تمام شده کالای ساخته شده) را شامل شود و وقتی که موضوع بهای تمام شده "خدمت" باشد آنگاه موسسات خدماتی(بهای تمام شده خدمات) را شامل می شود
بنابراین
۱- بهای تمام شده ، اصطلاحی مختص شرکت های تولیدی نیست

در موضوع بهای تمام شده با دو رویکرد مواجه هستیم یکی رویکرد "افشا" و دیگری رویکرد "برآورد یا پیش بینی" در رویکرد افشا که رویکردی گذشته نگر است بدنبال گزارش و افشا بهای تمام شده بر اساس رویدادهای رخ داده و به اتکای اجزای بهای تمام شده هستیم در حالیکه در رویکرد برآورد، بدنبال پیش بینی بهای تمام شده قبل از وقوع رخدادهای مالی می باشیم بنابراین
۲- رویکرد افشا در مقوله بهای تمام شده ، امری گذشته نگر و در حیطه حسابداری مالی می باشد در حالیکه رویکرد برآورد، امری آینده نگر و ابزاری جهت تصمیم گیری برای قیمت گذاری و در حیطه حسابداری مدیریت است

مطلب دیگر اینکه اجزای بهای تمام شده شامل مواد، دستمزد  و سربار به عنوان سه عامل اساسی در تشکیل بهای تمام شده می باشد که در شرکتهای بازرگانی که با کالا سر و کار دارند هر سه عامل در تعیین یا پیش بینی بهای تمام شده قابلیت تخصیص دارند در حالیکه در شرکتهای تولیدی از سه عامل مزبور ، مواد و دستمزد مستقیم قابلیت تخصیص دارند و سربار از طریق تسهیم به بهای تمام شده منتسب می گردد و در موسسات خدماتی اصولا کلیه عوامل بهای تمام شده از طریق فرآیند تسهیم قابلیت انتساب به بهای تمام شده خدمت را خواهند داشت این موضوع بیانگر این است که
۳- افشا و یا برآورد بهای تمام شده در موسسات خدماتی بدلیل ضرورت وجود زیرساخت های اطلاعاتی برای تسهیم هزینه به بهای تمام شده،  بسیار مشکل تر از شرکتهای تولیدی و در شرکتهای تولیدی سخت تر از شرکتهای بازرگانی می باشد