خوب باشیم و خوب نقش بازی کنیم / آخرین دستنوشته سال ۱۳۹۹
خوب باشیم و خوب نقش بازی کنیم
دوست داشتم تحلیلی از یک دعای زیبا ارائه دهم فارغ از اینکه این دعا نقل از دکتر شریعتی ایرانی یا جبران خلیل جبران لبنانی و یا کارل پائول راینهولد آلمانی و یا هرشخص دیگری بوده که فرقی نخواهد کرد
"پروردگارا! به من آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم و شهامتی، تا تغییر دهم آنچه را که می توانم و بینشی تا تفاوت این دو را بدانم"
همه ما دارای دو وجه و بعد خیلی مهم هستیم یکی "شخصیت" و دیگری "نقش"
شخصیت ما شامل ویژگی های بنیادی ما است که بخشی در اثر وراثت و غریزه در ما شکل گرفته و بخشی ناشی از شناخت و یادگیری ما بر اساس ارزش های ذهنی و منبعث از جهان بینی ما شکل گرفته است ویژگی های شخصیتی عمدتا عمیق و پایدار و باثبات هستند و از یک مقطع سنی به بعد تقریبا تغییر آنها ناممکن می شود ویژگی هایی مثل بخشندگی ، صادق بودن، متعهد بودن، مسئولیت پذیری، مهربانی و رئوف بودن توقع نداشتن و صبور بودن و یا بخیل بودن ، حسود بودن ، خودخواهی و غیره ، جدای از مثبت و منفی بودن جزو ویژگی های شخصیت ما هستند
اما برخی ویژگی ها عمیق نیستند و اقتضایی هستند و به اقتضای نقش ما بروز می یابند مثلا حس همکاری و روحیه مشارکت جویی ، منظم بودن ، قاطع بودن ، سنگ صبور بودن ، دلسوز بودن ، منفعت طلب بودن ، همراه بودن و امثال آن که معمولا باید در "نقش " های ما ظهور پیدا کنند
وجه افتراق ویژگی های این دو بعد همانگونه که گفته شد این است که ویژگی های شخصیتی باثبات و ویژگی های مرتبط با نقش ، اقتضایی هستند و وجه اشتراک هر دو دسته از ویژگی ها این است که همگی در ارتباط با دیگران ظهور می یابد و اگر انسان ، تنها و خارج از ارتباط با دیگران بود باشخصیت بودن و بی شخصیت بودنش فرقی نمی کرد و نقش ها هم معنایی نداشت
سوال مهم این است کدام ویژگی ها اهمیت یا اولویت بالاتری دارند ، ویژگی های شخصیتی یا ویژگی های مربوط به نقش های ما؟
به نظرم اولویت و رجحان هر یک از ویژگی های گفته شده کاملا مرتبط با افرادی است که آیت ویژگی ها در ارتباط با آنها ظهور می یابد بطوریکه در ارتباط با والدین ، فرزندان ، همسر ، خانواده و دوستان خیلی نزدیک بطور ذاتی ویژگی های شخصیتی نمود بیشتری پیدا می کند چون در بلند مدت و در ارتباط نزدیک با آنها هستیم و نقش بازی کردن تداوم نخواهد داشت و برعکس در رابطه با افرادی مثل همکاران ، دوستان دورتر ، آشنایان ، همکلاسی ها ، معلمان ،شاگردان و این رابطه ها ، ویژگی های مربوط به "نقش" مان اولویت دارد پس باید نقش مان را خوب بلد باشیم نقش بعنوان معلم ، دوست ، همکلاسی، همکار و ...
مشکل از آنجا آغاز می شود که این دو مطلب را باهم جدا نسازیم
یعنی برای خانواده ، دوستان نزدیک نقش بازی کنیم و با غریبه تر ها بگوییم من همینم که هستم چون همین هستم یعنی شخصیت و با غریبه ها باید نقش تان را بازی کنید نه خودتان را
ممکن است من از نظر شخصیتی آدم خسیسی باشم اما لزومی ندارد در یک ملاقات با همکلاسی ها در یک کافی شاپ به آنها این را ثابت کنم و اشکالی ندارد نقش دست و دلباز را بازی کنم
این مساله خیلی خیلی اهمیت دارد
البته برخی نقش ها طوری است که برای بازی کردن آنها اگر ویژگی شخصیتی مناسب نباشید خیلی نقش آبکی درخواهد آمد مثل آدمی که از نظر شخصیتی بخیل و خودخواه باشد و بخواهد معلم خوبی شود این نقش مستلزم آن ویژگی های شخصیتی است
و یا آدم تنگ نظر و جاه طلب از نظر شخصیتی بخواهد نقش مدیر موفق را بازی کند
فکر کنم همگی ما یا حتی خود ما هم در موقعیت هایی بودیم که بدلیل عدم تقارن ویژگی شخصیتی با ویژگی های متناسب با نقش مان ، نقشی که بازی کرده ایم خیلی آبکی شده است
اجازه دهید جمع بندی کنم
جمله ای از شهید چمران نقل است که تعهد یا تخصص ؟ خب پاسخ به این سوال بنظرم این است در ارتباط با چه کسی؟
مثلا در ارتباط یک جراح با بیمار چون ارتباط دو نفر نزدیک نیست ویژگی نقش اهمیت دارد پس تخصص که ویژگی نقش است اولویت دارد اما در ارتباط همان جراح با خانواده ، تعهد اولویت دارد چون ارتباط نزدیک است و تعهد که ویژگی شخصیتی است مهمتر است
حال برگردم به دعای آرامش
آری با فهم من معنای این دعا این است که بدانم کجا و در کدام ارتباط ها ویژگی های نقش اولویت دارد و در کدام ارتباط ها ویژگی های شخصیتی و تفاوت این دو را بدانم و نیز بدانم که تغییر در ویژگی های شخصیتی بسیار سخت تر است نسبت به ویژگی های مرتبط با نقش های ما
و بیشتر بدانیم که باید هم از نظر شخصیت خود را ارتقا دهیم و هم اینکه در موقعیت هایی که نقش ما اولویت دارد نقش مان را خوب بازی کنیم
آمین