۲۵ سال قبل در چنین روزی به استخدام بانک درآمدم و از فردا وارد ۲۶ امین سال سابقه کار در بانک میشوم اما اگر حوصله دارید اجازه دهید از خیلی قبل تر بگم و اگر حوصله نداشتید حتما توصیه های نه گانه انتهای مطلبم را بخوانید
سال ۷۱ از دبیرستان دهخدا منطقه ۱۴ تهران واقع در پل دوم بلوار ابوذر دیپلم تجربی گرفتم و رفتم سربازی و سال ۷۳ همزمان با اتمام خدمت و با قبولی در رشته حسابداری (به توصیه یکی از فرمانده هایم در سربازی) وارد دانشگاه شدم و ترم دوم را تمام نکرده بودم که بدلیل علاقه زیادی که به حسابداری پیدا کردم و بخاطر تسلط خوبی که به کامپیوتر و کار با نرم افزارها داشتم که در آن سال‌ها، امتیاز بسیار انحصاری محسوب می شد موفق شدم بدون حتی یکروز تجربه حسابداری، در اولین تجربه شغلی ام در حرفه حسابداری به عنوان طراح سیستم حسابداری یک شرکت معتبر، فرآیند انتخاب ، پیاده سازی و استقرار نرم افزار حسابداری شان را برعهده بگیرم کاری که حدود یکماه به طول انجامید و مبلغی که به عنوان حق الزحمه به من دادند معادل پنج ماه حقوق یک حسابدار در آن مقطع بود و برای من که از نوجوانی تا اخذ مدرک دیپلم ،تابستان ها خیلی مشاغل از جمله تعویض روغنی نزد پدر در خ نبرد و تفنگ آب پاش سازی سه راه افسریه و کفاشی خ باغ سپهسالار و پلیسه زنی دامن خ لاله زار ، خیاطی خ جمهوری و بستنی فروشی و بساط بلال و زولبیا و بامیه و باقلوا فروشی توی محله های منطقه ۱۴ و راننده سرویس مدرسه ای در خ ایران و با افتخار شاگرد اوستا گچ کار بعنوان کارگر ساختمانی را تجربه کرده بودم حقوق و مدل کار حسابداری نسبت به مشاغل قبلی ام خیلی شیک و مجلسی و کم زحمت و با درآمد عالی محسوب می شد راستی تا یادم نرفته حلالیت بطلبم از کسانی که وقتی با چرخ دستی، بستنی می فروختم گاها توی گرمای تابستون خودم یه لیس به بستنی قیفی ها و یخی ها میزدم بطوریکه به هر بستنی یه نیم لیس میزدم تا مشخص نشه و بعد دوباره اونها رو ، طوری که تابلو نباشه توی مشما میزاشتمشون و میفروختم(خدایا توبه نوجوون بودم و مثل امروز بستنی ها بسته بندی پلمپ شده نداشت خب)
درهرحال آنقدر مجذوب سادگی وراحتی و خوب پول درآوردن شغل حسابداری شده بودم که در هر ترم، واحد درسی کمتری برمی داشتم که بیشتر وقتم برای کار ، در اختیارم باشه و اصطلاحا دانشگاه مزاحم کارم نباشه، در اواسط ترم چهارم بودم که بصورت پاره وقت توی خیلی شرکت‌ها مثل چای والا ، نخل سیمین،سیماچوب،بازرگانی ظروفچی،حساب رایان ، بازرگانی زاریان،پخش آل پایلار و صندوق مالی توسعه تکنولوژی ایران و مشاور یکی از مدیران ال‌جی در ایران و خیلی شرکت‌های دیگه کارهای پروژه ای حسابداری انجام می دادم . راستش تا قبل از استخدام در بانک ، من اصلا کار تمام وقت نداشتم چون زیادی پرانرژی و خلاق و تنوع طلب بودم و حوصله نداشتم از صبح تا عصر یکجا کار کنم ضمن اینکه درآمد کارهایی که من می کردم خیلی بیشتر از کار تمام وقت بود تازه وقتم آزادتر هم بود و کنار این کارهای پاره وقت ، تدریس کامپیوتر و حسابداری و کار با نرم افزارهای حسابداری هم انجام می دادم یادم میاد سال ۷۵ یعنی یک سال بعد از افتتاح مجتمع کامپیوتر پایتخت میرداماد در طبقه چهارم مجتمع یک آموزشگاه کامپیوتری بود که اولین تجربه تدریس ام که بابت آن پول گرفتم اونجا رخ داد. من اونموقع ۲۳ ساله بودم و بچه پیروزی و چقدر ذوق مرگ بودم که میرم بالاشهر درس می دهم(باور کنید سال ۷۵ ونک برای ما بالاشهر بود اصلا ما برای رفتن به محله های بالای هفت تیر لباس مهمونی می پوشیدیم ) بعدهادر مجتمع فنی تهران سعادت آباد و مجتمع فرهنگی کاربردی تهران و برخی واحدهای دانشگاه علمی کاربردی مثل واحد ۱۱ ، واحد ۳۸ ، واحد ۲۵ ،واحد ۴۱ و غیره همزمان با کلی کار حسابداری ، تدریس می کردم چون از دوره دبیرستان ،عاشق تدریس بودم و بهمین جهت ، مقطع کارشناسی ارشد و دکتری را در رشته مدیریت آموزشی به پایان رساندم که هیچ ربطی به مشاغل من در حرفه حسابداری نداشت و تا امروز که در آستانه ۴۸ سالگی هستم وقتی به عقب نگاه میکنم میبینم کارهای زیادی رو تجربه کردم از عضویت در هیات مدیره چند شرکت تا عضو کمیته حسابرسی شرکت های بزرگ مثل داده پردازی ایران ، گروه علی بابا ، توسعه فناوری و غیره و کماکان تدریس را ترک نکرده ام و با مرکز آموزش حسابداران خبره ایران ، دانشگاه تهران ، دانشگاه علامه ، سازمان حسابرسی، انجمن مالی ایران و شبکه بانکی کشور نیز بعنوان مدرس همکاری ام را ادامه می دهم
و به لطف خدا و دعای خیر پدر و مادر و خانواده ام و در نهایت علاقه ،خلاقیت و تلاش خودم ،در اکثر مشاغلی که داشته ام موفقیت هاي نسبی بدست آورم ضمنا پس از ورود به عرصه بانکی مشغولیت های ذهنی ام در حوزه حسابداری را به امور بانکی هم گره زدم تا جاییکه از سال ۷۹ تا امروز تدریس در حوزه بانکی به موضوعاتی که درس می دادم اضافه شد بنحویکه بمدت ۵ سال بعنوان مدرس با بانک مرکزی ج.ا.ا و بعدتر با شبکه بانکی بعنوان مدرس مباحث حسابداری و تحلیل صورتهای مالی همکاری آموزشی داشته و دارم
تا یادم نرفته بگم سال ۸۶ وبلاگی با عنوان حسابداری بانکی به آدرس www.account20.blogfa.com ایجاد و دیدگاه خودم را در مسایل مرتبط با حسابداری و تحلیل صورتهای مالی بانکی در آن منتشر می نمایم که در سال ۸۷ در جشنواره وبلاگ های تخصصی حوزه بانکی بعنوان وبلاگ منتخب معرفی شد و هنوز هم مطالب آن مورد استقبال کارشناسان و علاقه مندان بانکی هست اگر بخواهم از این یادآوری خاطره وار که ممکن است هیچ سودی برای شما نداشته باشد نکات مفیدی استخراج کنم که بلکه برای جوان ترها، نشانه ای باشد اینها توصیه های من است بعد از ۲۵ سال کار پرهیجان .
۱- همیشه سلامت کاری داشته باشید اعتماد بزرگترین و بزرگترین ویژگی است که انسان در صورت جلب آن ، عزیز می شود چه در روابط شخصی چه شغلی
۲- یا اصلا کاری انجام ندهید یا هر کاری که انجام می دهيد حتی اگر به اجبار است سعی کنيد به آن‌ علاقه مند شوید ، علاقه مند شدن به هر چیزی مصداق بیرونی نیاز ندارد و امر ذهنی است و توانایی آن در همه وجود دارد وقتی کاری را با علاقة انجام دهید جوان می مانید و حتما هم در آن موفق می شويد
۳- هیچ کس به تنهایی نمی تواند عامل موفقیت خود باشد پس سهم دیگران را فراموش نکنید بیشترین سهم متعلق به پدر و مادر و بعد خانواده تان و پس از آن ،همه آنهایی است که شما را می شناسند پس حتی اگر کسی به زعم شما حسود و بدخواه بوده حتما لازم بوده در مسیرتان باشد بنابراین قدردان همه باشید
۴- هیچ عامل فردی به اندازه خلاقیت در پیشروی مان موثر نیست اگر قرار باشد عامل دومی را نام ببرم قدرت و توان تصمیم گیری است حتی اگر در نقطه اطمینان صد در صدی نیستید یاد بگیرید تصمیم گیر باشید این شما را مدیر تربیت می کند
۵- در همه امور نگاه کلان داشته باشید بعد وارد جزئیات شوید (فیل در تاریکی مولانا)
۶- برای موفقیت در شغل های دانش بنیان فقط لازم است دانش آن شغل را درک کنید، ادراک دانش باعث مهارت در شما می‌شود و وقتی مهارت پیدا کنيد آنگاه تجربه و محیط کار است که منتظر حضور قوی شما است،موفقیت در این نوع شغل ها را منوط به تجربه ندانید این بزرگترین دام توقف برای خودتان است
۷- چهار ویژگی را همزمان در خود توسعه دهيد، سخن گفتن، شنیدن ، نوشتن و ابراز احساسات و سعی کنيد در تمام این ۴ ویژگی بصورت متعادل رشد کنید اين توصیه را خیلی جدی بگیرید
۸- معلم باشید رسمی و غیر رسمی اش مهم نیست سعی کنيد یاددهنده باشید معلمی باعث تقویت خیلی ویژگی ها در انسان می شود از تقویت اعتماد به نفس و قدرت سخنوری و قدرت نوشتن تا سخاوتمندی و بخشش و محبت
۹- تمام موفقیت ها ،نسبی است هیچ موقعیتی وجود ندارد که به آن برسیم و بگوییم اینجا آخرش است تاپ ترین موفقیت برای من شاید برای دیگری بی ارزشترین باشد لذا آنچه می توان گفت این است که احساس رضایت از خود مطلوبترین حد موفقیت است پس سعی کنيم از خودمان راضی باشیم