٦- تركيب نيز سومين ويژگي ترازنامه براي تاثير بر سود و زيان بانكها است تركيب يعني چه ميزان از دارايي ها از محل سرمايه و چه ميزان از دارايي ها از محل بدهي تامين شده و اين بدهي به چه نسبتي از منابع وكالتي يا مالكيتي است. منابع وكالتي كه همان سپرده هاي سرمايه گذاري هستند تنها درآمدي كه براي بانك ايجاد مي نمايند معادل نرخ حق الوكاله مربوطه كه حداكثر ٣ درصد است مي باشد بنابراين فروش منابع وكالتي در قالب تسهيلات يا سرمايه گذاري ها با هر نرخ بالاتري نسبت به نرخ جذب شان ، درآمدي متوجه نميكند چون اين درآمد بر اساس قوانين بانكداري اسلامي متعلق به سپرده گذار است نه بانك و بانك تنها درآمدش از منابع وكالتي همان ٣ درصد است كه حال بايد ببينيم براي بدست آوردن اين كارمزد ٣ درصدي ، چه هزينه اي به بانك تحميل ميشود . هزينه جذب منابع وكالتي در واقع هزينه غيرمستقيم يا غيربهره اي يا همان هزينه اداري و پرسنلي است نه هزينه سودپرداختي ، زيرا سود پرداختي در واقع پرداخت علي الحساب منافع بكارگيري منابع سپرده گذاران مي باشد يعني بانك با پرداخت سود علي الحساب ، درآمد بكارگيري منابع سپرده گذاران را قبل از تحقق به وي مي دهد و در پايان سال با مشخص شدن منافع قطعي وجوه سپرده گذاران و مقايسه آن با مبلغ علي الحساب پرداختي ، در صورت مازاد منافع بدست آمده ، بايد تفاوت را پرداخت نمايد. با اين توضيح هزينه جذب منابع وكالتي ، معادل سهم هزينه هاي اداري و پرسنلي بابت اين منابع است كه بررسي انجام شده در بانك ها نشان مي دهد نرخ هزينه غيرمستقيم براي عمده بانكها بيشتر از ٣ درصد تا ٧ درصد در برخي بانكها نيز مي باشد. با اين حساب ، بنظر ميرسد جذب و فروش منابع وكالتي از حيث سود و زياني ، اگر باعث جذب درآمدهاي كارمزدي ديگر نشود ، صرفا باعث فعال بودن بانك و زيان ميشود و صرفا هنگامي جذب و فروش منابع وكالتي منجر به سود ميشود كه يا نرخ هزينه هاي غيربهره اي به كمتر از نرخ حق الوكاله تنزل يافته ، يا همزمان با جذب و فروش منابع وكالتي ، خدمات ديگر بانكي را به سپرده گذاران و خريداران اين منابع بفروشيم تا منجر به درآمد شود . هرچند اين ملاحظه هم وجود دارد كه نميتوان منابع جذب ننمود و بايد بين اين تعارضات ، تعادل ايجاد نمود. اماچاره نهايي سيستم بانكي ارائه خدمات متنوع مالي و بانكي با اخذ كارمزدهاي مناسب بجاي خريد و فروش پول خواهد بود كه قطعا بزودي بايد در بانكها اجرا شود و نتيجه وضعيت نامطلوب مالي تقريبا تمام بانكها ، ناشي از اتكاء اساسي به جذب و فروش منابع وكالتي است . و ماداميكه كل شبكه بانكي بطور يكنواخت و هماهنگ اصلاح انجام ندهند ، بانكي به تنهايي نميتواند با تغيير الگو و عدم جذب منابع وكالتي موفق شود چون درگير مسايل مترتب بر رقابت بين بانكي خواهد شد.

ان شالله بتوانم فاصله بین مطالب را کمتر نمایم . البته درج مطلب فوق در امروز که ۱۵ مهر است بیشتر بدلیل سالروز تولدم بود