اصولا بانکداری جامع یک رویکرد جدید در برابر رویکرد قبل از خود است رویکرد قبل از بانکداری جامع رویکردی "محصول محور" و " غیر هم افزا" بود در حالیکه بانکداری جامع رویکردی "مشتری محور" و مضافا " هم افزا" دارد
ساده تر اینکه در بانکداری جامع قرار نیست بانک بگوید من این خدمات را دارم بلکه باید بگوید مشتری چه خدماتی نیاز دارد و البته چون ممکن است تنوع مشتری و تنوع خدمات مورد نیازشان بسیار زیاد شود ، مشتریان را دسته بندی می کند و اینچنین است که بانکهایی که در فکر پیاده سازی بانکداری جامع هستند در ساختار سازمانی خود واحدهایی بر اساس گروه های مشتریان با نیازهای مشابه ایجاد نموده اند از جمله واحد بانکداری اختصاصی ، بانکداری شرکتی ، بانکداری سرمایه گذاری ، بانکداری خرد . نکته مهمتر این است که بانک باید با ایجاد هم افزایی بیشترین منفعت را نیز ببرد بطوریکه مثلا در بین شرکتهایی که مشتری بانک هستند با شناسایی زنجیره تامین ارزش ، اقدام به ارائه محصولاتی نماید که کل یک زنجیره را به خود وصل نماید مثلا در صنعت پتروشیمی شرکتهای پایین دستی و بالادستی را شناسایی و محصولات و خدماتی ارائه دهد که ضمن برطرف نمودن نیاز آنها کل حلقه مرتبط با صنعت را مشتری خود نماید
ضمنا ابزارهای نوین مثل خدمات الکترونیکی بانکها الزاما به معنای تحقق بانکداری جامع نمی باشند چون اینها ابزار بانکداری هستند و در نهایت اینکه با تحقق و توسعه بانکداری جامع ، ساختار سازمانی فعلی بانکها باید و باید تغییرات اساسی نماید نمی شود ساختارسازمانی مرتبط با بانکداری جامع را در کنار ساختار سازمانی قبلی و به موازات آن پیش برد زیرا در اینصورت بانک با انبوهی از تداخل وظایف و اقدامات در ارکان و واحدهای سازمانی ناشی از موازی کاری که نتیجه اش "مشتری فراری" خواهد شد مواجه می گردد