آنچه باید تازه واردان در بازار سرمایه بدانند
مقدمه:
بنظر می رسد برای هر اقدامی نیازمند سطحی از اطلاعات هستیم مخصوصا اگر اقدامی که انجام می دهیم بصورت صد در صدی وابسته به اطلاعات باشد آنگاه داشتن اطلاعات بسیار کلیدی و حائز اهمیت است افرادی که در بازار سرمایه فعالیت می کنند اصولا شغل شان ایجاب می کند مجهز به اطلاعات باشند اما منظور از اطلاعات دقیقا چیست؟ تازه واردان بازار سرمایه باید چه میزان اطلاعات داشته باشند ؟
(داده - اطلاعات - دانش - خرد) خرد می تواند رفتار ما را تغییر دهد به شرطی که وابسته به دانشی برگرفته از اطلاعات متکی به داده ها باشد موفقیت در کسب و کارهای نوین از جمله خرید و فروش دارایی و بدهی مالی نیز منوط به حرکت در سلسله مراتب داده ، اطلاعات، دانش و خرد می باشد و حرکت از هر پله به پله بعدی الزاماتی دارد که در بحث دیگری به آن می پردازیم اما آیا همه تازه واردان در بورس برای انجام معامله در بورس باید به مرحله خرد برسند؟
اگر به تازگی وارد بورس شده اید یا قرار است وارد بورس شوید مطلب ذیل را مطالعه فرمایید تا متوجه شوید چه میزان باید بدانید
در ابتدا باید بدانیم بین دو واژه "ارزش ذاتی سهم - Intrinsic value " با " ارزش بازار سهم - Market value " تفاوت وجود دارد ارزش ذاتی یعنی ارزش حقیقی ، یعنی قیمتی که باید باشد اما ارزش بازار یعنی ارزش واقعی یعنی قیمتی که هست و بر اساس آن معامله انجام میشود بطور مثال قیمت یک آپارتمان ممکن است از سوی فروشنده ۵۰۰ میلیون اعلام شود اگر فروخته شود بدین معنا است که از نظر خریدار ارزش ذاتی آپارتمان برابر یا بیشتر از ۵۰۰ میلیون تومان است و اگر کسی آپارتمان را نخرد یعنی از دیدگاه خریداران ارزش ذاتی آپارتمان کمتر از ۵۰۰ میلیون تومان است و باصطلاح رایج "نمی ارزد" .
نتیجه گیری بخش اول:
- ارزش ذاتی ، ارزشی است که باید معامله بر اساس آن انجام شود (آنچه باید باشد)
- ارزش بازار ، ارزشی است که معامله بر اساس آن انجام می شود (آنچه فعلا هست)
- ارزش بازار ممکن است برابر ، کمتر و یا بیشتر از ارزش ذاتی باشد
- ارزش ذاتی محاسباتی است در حالیکه ارزش بازار توافقی است
- اگر سهمی دارای ارزش ذاتی بیشتر از ارزش بازار باشد خرید آن سهم منفعت دارد و اگر ارزش ذاتی یک سهم کمتر از ارزش بازار باشد خرید آن سهم پرریسک است
حال فرض کنید ارزش ذاتی یک سهم ۲۰۰۰ تومان باشد اما در بورس ۲۵۰۰ تومان فروخته می شود و اتفاقا صف خرید هم دارد سوال این است چطور سهمی بالاتر از ارزش ذاتی خود معامله می شود . پاسخ ساده است در اقتصاد دو اصطلاح رایج بعنوان دلایل خرید وجود دارد یکی "عقلانیت" و دیگری "مطلوبیت" است وقتی سهم یا هر دارایی دیگری بیشتر از ارزش ذاتی معامله شود هرچند منطقی و عقلانی نیست اما حتما مطلوبیت داشته است .باز برای درک بهتر فرض کنید یک خودرو فولوکس قدیمی را که واقعا ارزش ذاتی آن مثلا ۲۰ میلیون تومان باشد در بازار ۱۰۰ میلیون تومان فروخته شود و یا برای خرید یک لباس از فروشگاهی در شمال شهر مبلغ بیشتری نسبت به خرید همان لباس در مرکز یا پایین شهر بپردازید این مثالها و صدها نمونه دیگر بیانگر آن است در برخی مواقع ، قیمتی که بر اساس آن معامله انجام می شود بر اساس منطق یا عقلانیت نبوده بلکه مطلوبیت باعث انجام معامله با آن قیمت شده است. مطلوبیت ، تقاضا ایجاد می کند و تقاضا قیمت را بالا می برد هرچند اگر ذاتا ارزش دارایی مورد معامله کمتر باشد.
به بازار سرمایه برگردیم در بورس نیز ممکن است قیمت تابلو برخی از سهام شرکت ها که در واقع ارزش بازار سهم است بیشتر از ارزش ذاتی آن سهام باشد اما همچنان خریداران برای خرید علاقه نشان می دهند دلیل آن این است که هرچند خرید آن سهم منطقی نمی باشد اما حتما متقاضی برای خرید وجود دارد و این یعنی مطلوبیت دارد وقتی شما سهمی را بر اساس مطلوبیت می خرید در واقع از روش "تکنیکال" استفاده کرده اید یعنی هرچند ارزش ذاتی سهم کمتر از ارزش بازار است اما متقاضی برای سهم وجود دارد و به اصطلاح از نظر روانی سهم مورد استقبال است. اما وقتی سهمی را بر اساس ارزش ذاتی می خرید در واقع از روش "فاندامنتال " استفاده می کنید.
به نظر شما کدام روش بهتر است؟
پاسخ کاملا نسبی است یعنی به موقعیت و هدف تان از خرید سهام بستگی دارد یعنی اگر بدنبال نوسان گیری بوده و نگاه کوتاه مدت به سهم دارید خیلی لازم نیست به دنبال ارزش ذاتی سهم باشید و استفاده از روش تکنیکال و جو روانی کافی است مثلا سهمی را ساعت ۹ می خرید و ساعت ۱۱ می فروشید یا حداکثر چند روز بعد می فروشید و مجددا سهم دیگری می خرید و اینکار را تکرار می کنید اما اگر تصمیم دارید سهم را مدتی نگهداری نمایید حتما لازم است از روش فاندامنتال که بدنبال ارزش ذاتی است هم استفاده کنید . زیرا وقتی سهمی دارای ارزش ذاتی مناسبی باشد در صورت ریزش احتمالی بازار ، آن سهام استوارتر خواهد بود بنابراین برای شخصی که با مبلغ بااهمیتی وارد بورس می شود ، شایسته است ترکیبی از دو روش را بداند و یا عمل خرید و فروش را برعهده کسانی که می دانند واگذار نماید
در بازار سرمایه دو راهکار برای اخذ مشاوره وجود دارد اولین راهکار ، مشاوره سیستماتیک و ساختاری است در این راهکار لازم نیست شما خودتان سهم خرید و فروش کنید بلکه کافی است واحد(یونیت) های یک صندوق سرمایه گذاری را بخرید و متولیان صندوق سرمایه گذاری با توجه به کارشناسان و تحلیلگرانی که دارند سهام خرید و فروش می کنند . صندوق های سرمایه گذاری در دو نوع "بادرآمدثابت" و "درآمد شناور" می باشند هر واحد از صندوق های سرمایه گذاری بر اساس بازدهی صندوق دارای قیمت متفاوتی می باشد مثلا ممکن است ارزش یک واحد از یک صندوق سه میلیون تومان و ارزش واحد صندوقی دیگر بیشتر یا کمتر باشد برای اینکه بدانید کدام صندوق های سرمایه گذاری ارزش بالاتری دارند عبارت رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری را گوگل نمایید و وارد سایت fipiran شوید در آنجا نرخ بازدهی هر صندوق را نشان می دهد و شما می توانيد صندوق مورد نظرتان را انتخاب و حسب بودجه تان ، تعدادی از واحدهای صندوق را خریداری نمایید این راهکار برای کسانیکه یا وقت ندارند دائما در سامانه معاملات وضعیت سهام شرکتها را رصد کنند و یا اصولا دانش بررسی سهم را ندارند بسیار مناسب تر است چون لازم نیست هر که در بورس فعالیت می کند الزاما تحلیلگر باشد
نتیجه اینکه اگر تازه کار هستید و یا دانش خرید و فروش سهم را ندارید لازم نیست حتما یادبگیرند می توانید اینکار را برون سپاری کنید تا آنها که تخصص دارند بجای شما خرید و فروش انجام دهند و چیزی که شما در این حالت لازم است بدانید همین مطلب است و بس.