سود اوراق مشارکت (مشاع یا غیر مشاع)

سود اوراق مشارکت (مشاع یا غیر مشاع)

در بانکداری بدون ربا ، پرداخت سود به سپرده گذاران بر مبنای بکارگیری وجوه سپرده گذاران توسط بانک محاسبه و به آنها پرداخت می گردد به نحوی که بانکها در ابتدای سال نرخ سود علی الحساب پرداختی به سپرده گذاران را تعیین اما در پایان سال موظفند محاسبه نمایند با وجوه سپرده گذاران چه میزان درآمد کسب نموده اند سپس نسبت به تعدیل سود علی الحساب پرداختی اقدام نمایند . برای این منظور بانکها باید بدانند که منابع و وجوه دریافتی از سپرده گذاران را چگونه و کجا مصرف نموده اند یا بعبارت بهتر باید بگویم از آنجائیکه بانک به غیر از وجوهی که توسط سپرده گذاران دریافت می کند وجوه دیگری هم دارد که مالکیت آن متعلق به بانک می باشد ( از جمله سپرده های قرض الحسنه و سرمایه بانک ) بنابراین وقتی تسهیلات می پردازد یا مصارفی انجام می دهد هم از وجوه متعلق به خودش این عمل را انجام می دهد هم از وجوه متعلق به سپرده گذاران . و لازم است درآمد حاصله از مصرف وجوه سپرده گذاران ( منظورم سپرده گذاران سپرده های مدت دار می باشد) تفکیک شود و به سپرده گذاران پرداخت شود که قبلاً در رابطه با اینکه چگونه این عمل انجام می شود صحبت کردم ( نحوه محاسبه سود قطعی به سپرده گذاران )
اما صحبتی که امروز دارم این است که بر اساس بخشنامه 1799/مب سال 1382 بانک مرکزی سود ناشی از اوراق مشارکت جزء درآمدهای مشاع تلقی شده است یعنی هرگاه بانک اوراق مشارکت بخرد فرض بر این است که از پول خود و سپرده گذاران بطور مشترک استفاده نموده و نمی تواند اعلام کند از محل منابع خودم اوراق خریدم و سودش فقط به بانک تعلق دارد . بنابراین سود اوراق مشارکت بین بانک و سپرده گذار مشاع است اما سئوال مهم این است که آیا سود اوراقی که بانکها بابت زمان نگهداری اوراق بازخریدی از مشتریان دریافت می نمایند نیز جزء درآمدهای مشاع است ؟ این سئوال خیلی مهم است چون آنجائیکه قانونگذار گفته است سود اوراق مشارکت جزء درآمدهای مشاع است منظورش سود اوراقی است که متعلق به بانک است ( یعنی بانک در زمان خرید از سرفصل اوراق مشارکت استفاده نموده) اما همه می دانیم وجه اوراق بازخرید از سرفصل بدهکاران پرداخت می گردد و این یعنی اعتراف به اینکه اوراق متعلق به بانک نیست بنابراین سود این اوراق نباید در هنگام تقسیم سود بین بانک و سپرده گذاران تقسیم شود
در پایان ضمن اینکه خوشحال می شوم نظراتتون را برام ارسال نمائید از همکاران خوبم در بانکها ممنون می شم اگر بفرمایند در بانک خودشان در این رابطه چه اقدامی می نمایند .
البته در پایان بحث باید بگم در برخی بانکها خصوصی ( به نقل از همکاران خوبم در بانک کارآفرین ) درصد مشخصی از سود اوراق متعلق به بانک که قاعدتاً باید مشاع باشد براساس اساسنامه فقط متعلق به بانک است مثلاً ذکر شده که 20% اوراق مشارکت از محل منابع بانک است بنابراین سود این اوراق علیرغم تاکید قانونگذار به مشاع بودن ، مشاع نیست

وجوه اداره شده مصرف نشده

سرفصل "وجوه اداره شده مصرف نشده "

سرفصل " وجوه اداره شده مصرف نشده " بیانگر میزان وجوهی است که توسط صاحب وجه به بانک سپرده می شود تا بعداً و طی دستور صاحب وجه از محل آن پرداختهائی انجام گردد بنابراین تا مادامیکه دستوری از صاحب وجه برای پرداخت صادر نشده باشد این وجوه تحت سرفصل فوق و در قسمت بدهیهای بانک و آنهم جزء اقلام بالاخطی درج می گردد علت بالاخطی بودن این سرفصل این است که یک بدهی قطعی و عینی بانک به صاحب وجه می باشد اما به محض اینکه با دستور صاحب وجه پرداختی مثلاً در قالب تسهیلات انجام شود دیگر تسهیلات پرداختی جزء دارائی بالاخطی بانک نیست چون این تسهیلات چه بازپرداخت شود چه نشود مسئولیت آن متوجه صاحب وجه است لذا پس از پرداخت مبالغی از سوی بانک بدستور صاحب وجه ، حسابهای تسهیلاتی ایجاد شده جزء دارائیهای زیرخطی تلقی می گردد و همزمان به میزان اصل تسهیلات از بدهی بانک به صاحب وجه نیز کسر می شود .

نکته بسیار جالب و مهم و البته عجیب از نظر بنده این است که بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در سرفصلهای ابلاغی به بانکها علاوه بر اینکه سرفصل " وجوه اداره شده مصرف نشده " را در قسمت بدهیهای بالاخطی عنوان نموده ( که با توضیحی که دادم کاملاً صحیح می باشد) همین سرفصل را با کد دیگری در قسمت دارائیهای زیرخطی نیز درج نموده است .
بنده هرچی فکر کردم چطور می شود سندی زد که وجوه مصرف نشده بعنوان یک دارائی زیر خطی وارد سند بشه چیزی دستگیرم نشد اگر همکاران خوبم در سیستم بانکی سندی سراغ دارند که طی آن سرفصل " وجوه اداره شده مصرف نشده " بعنوان دارائی زیر خطی استفاده شود خیلی خیلی خیلی ممنون می شوم فرآیند سندشون را برام بفرستند

ضمناً دوستانی که علاقه مندند تفاوت " اقلام بالاخطی " و " زیر خطی " را بدانند مطلبی در همین خصوص قبلاً نوشتم ( اقلام زیر خطی و بالاخطی )

نکته مهم

یک نکته مهم

برخی از دوستان و همکاران عزیز سئوالات و مطالبی را راجع به بسته سیاستی نظارتی بانک مرکزی پرسیدند که با توجه به اهمیت و تاثیرگذاری مفاد بسته مطالب زیر را ضرورتاً بصورت طبقه بندی خدمت دوستان عرض می کنم .

1- بسته سیاستی نظارتی توسط بانک مرکزی تهیه شد و شامل 48 بند بود که خلاصه مفاد آنرا قبلاً برای دوستان در یکی از پست مطلبها قرار دادم (خلاصه مفاد بسته اولیه) نکته بسیار مهم در رابطه با مفاد بسته سیاستی بانک مرکزی این است که برخی از مفاد مندرج در بسته جزء اختیارات بانک مرکزی می باشد و نیاز به تایید یا کسب تکلیف از مراجع بالاتر ندارد از جمله این موارد می توان به نرخ سپرده قانونی اشاره نمود زیرا نرخ سپرده قانونی از ابزارهای سیاستهای پولی و بر اساس قانون پولی و بانکی به عهده بانک مرکزی می باشد اما برخی دیگر از موارد از جمله نرخ سود تسهیلات که در بسته اولیه بر اساس نرخ تورم تعیین شده بود می بایست به تصویب شورای پول و اعتبار می رسید و نظر به اینکه شورای مزبور منحل شده بود مراتب می بایست به تصویب کمیسیون اقتصادی دولت می رسید

2- بعلت وجود برخی از مفاد که در بند 1 توضیح دادم ، بسته مزبور به دولت ارجاع و دولت نیز پس از بررسی با اعمال نظرات خود و تغییر برخی از بندها ، بسته مزبور را به بانک مرکزی جهت ابلاغ به سیستم بانکی ارجاع نمود که اتفاقاً تغییرات و نقطه نظرات دولت را هم در رابطه با بسته مزبور در یک پست مطلب دیگر قرار دادم (اهم تغییرات و اصلاحات دولت )

3- با این اوصاف باید گفت مفادی همچون نرخ سپرده قانونی از لحظه اول که بانک مرکزی بسته را اعلام نمود لازم الاجرا بوده و حتماً بخشنامه آن به ادارات مرکزی بانکها که وظیفه محاسبه و پرداخت سپرده قانونی به بانک مرکزی را دارند ابلاغ شده است

عنوان مطالبی که در این وبلاگ قرار دارد

عناوینی که تا 19خرداد در این وبلاگ قرار گرفته است 

به جهت دسترسی ساده تر علاقه مندان تصمیم گرفتم عناوینی را که تا امروز در وبلاگ قرار دادم به ترتیب حروف الفبا و با لینک آن در این مطلب بزارم امیدوارم مفید باشه

آئین نامه وصول مطالبات

اجزای سرمایه در بانکها

اخذ هزینه پرداختی ایران چکهای جدید از مشتریان

اقلام بالاخطی و زیر خطی چه هستند

انواع طبقه بندی حسابها در سیستم بانکی

بازهم مطالبی در رابطه با تعهدی

تجزیه و تحلیل صورتهای مالی بانکها

تعهدی و این بار چند سئوال یا ابهام برای من

حسابداری مالی

حسابداری مالی و حسابداری مدیریت

حسابهای متمرکز و حسابداری متمرکز

سازمان تامین اجتماعی و بانکها

سرفصل " شعب بابت سپرده های دولتی " چیست

شکل ساده فرمولهای محاسبه سود

ضریب نقدینگی در بانکها

طبقه بندی تسهیلات و شفافیت حسابها

طبقه بندی حسابها در سیستم بانکی

طبقه بندی حسابها ی بانک برمبنای طبقه بندی بانک مرکزی

فرمت صورت سود و زیان در بانکها

کارمزد خدمات بانکی

کدام منابع مشمول 17 درصد سپرده قانونی هستند

کنکاشی پیرامون اجرای روش تعهدی در سیستم بانکی

گسترش موارد استفاده از سامانه تسویه ناخالص آنی (ساتنا - تاثیرات و پیامدها)

مطالبات بانکها از دولت

مقایسه ای از وضعیت مطالبات در بانکها

مقایسه  سپرده های بلند مدت بین بانکهای کشور طی 5 سال

نارسائی سیستم حسابداری حاکم بر بانکها

نحوه تعامل بانکها و موسسات اعتباری با شرکتهای وصول مطالبات

نحوه طبقه بندی جدید تسهیلات

نحوه محاسبه سود قطعی قابل پرداخت به سپرده گذاران

نحوه محاسبه قیمت تمام شده پول در بانکها

نحوه محاسبه و پرداخت مالیات در بانکهای دولتی

نرخ بهره و نحوه تعیین نرخ سود تسهیلات و نرخ سپرده ها در بانکها

نسبت کفایت سرمایه در سیستم بانکی

نسبتهای مالی الزام آور (1)

نسبتهای مالی الزام آور (2(

نسبتهای مالی دربانکها

نظامهای پرداخت در کشور (1(

نظامهای پرداخت در کشور (2(

نظامهای پرداخت در کشور (3) - سامانه RTGS

نظامهای پرداخت در کشور (4)

نکاتی پیرامون اقلام صورت سود و زیان بانکها

نکته ای در رابطه با سرمایه گذاری مستقیم

نکته دررابطه با نسبت صدور چک پول

نگاهی به تغییرات نرخ سود تسهیلات در سیستم بانکی

وضعیت بانکها از شهریور سال 87 به بعد

نظامهای پرداخت در کشور (4)

نظامهای پرداخت در کشور (4)

نظامهای پرداخت (1)
نظامهای پرداخت (2)
نظامهای پرداخت (3)

در مورد سامانه تسویه ناخالص آنی یا همان RTGS صحبت کردم قبل از استقرار این سامانه که در نظام پرداخت کلان مورد استفاده قرار می گیرد سامانه دیگری عملیات تسویه در مبادلات و نظام پرداخت کلان را بر عهده داشت که به آن سامانه تسویه خالص می گفتند روش سامانه تسویه خالص NS بدین صورت بوده است که بانکها مبادلاتی را در طی روز انجام می دادند که مثلاً نتیجه کار این بود بانک رفاه از بانک صادرات 1000 واحد پولی طلبکار و به بانک ملت 500 واحد پولی بدهکار می شد در سامانه تسویه خالص ، وضعیت بانکها را خالص می نمودند یعنی در مثال بالا نهایتاً بانک صادرات 500 واحد به بانک رفاه و 500 واحد به بانک ملت پرداخت می نمود بنابراین بطور خلاصه می توان گفت در سامانه تسویه خالص ملاک عمل این بود که مبادلات بین تمام بانکها مقایسه و نهایتاً نتیجه طلبکاری و بدهکاری مشخص می گردید حال آنکه پس از استقرار سامانه تسویه ناخالص آنی ، هر بانک بدون در نظر گرفتن مراوداتش با سایر بانکها می بایست نسبت به تسویه با تک تک بانکها اقدام نماید حتی در برخی موارد هر بانک باید در هنگام هر دستور پرداخت تسویه نیز انجام دهد
اما سامانه اوراق بهادار غیر کاغذی یکی دیگر از ابزارهای نظام پرداخت کلان می باشد از طریق این سامانه که بر اساس اطلاعات بنده هنوز راه اندازی نشده است مبالغی که از سوی هر بانک در بانک مرکزی رسوب می کند صرف خرید اوراقی مکانیزه و غیره کاغذی شده و به آن سود تعلق خواهد گرفت این بدان منظور تعبیه شده که بانکها همچنان که بابت بدهی به بانک مرکزی جریمه 34% می پردازند در هنگام انباشت وجوه خود نزد بانک مرکزی بوسیله این سامانه الکترونیکی اوراق بهادار خریداری نمایند
و بالاخره سامانه اتاق پایاپای خودکار ، این سامانه نیز به نحوی تدارک دیده شده است که پس از استقرار آن دیگر لاشه چکهای بین بانکی بطور فیزیکی بین بانکها مبادله نشود بطوریکه چنانچه مشتری چک بانک ملی را نزد رفاه جهت وصول واگذار نماید از طریق دستگاههای اسکن و MICR نسبت به تصویربرداری و کدگذاری اقدام و فایل مربوط به چک جهت وصول به بانک ملی ارسال شود بنده پیش نویس این طرح را حدود یکسال و نیم قبل مطالعه کردم اما به دلائل حقوقی هنوز این سامانه راه اندازی نشده است .